دلم تنگ می شود، گاهی برای حرف های معمولی برای حرف های ساده برای «چه هوای خوبی!» / «دیشب چه خوردی؟» برای «راستی! ماندانا عروسی کرد.» / « شادی پسر زائید.» و چه قدر خسته ام از«چرا؟» از «چه گونه!» خسته ام از سؤال های سخت، پاسخ های پیچیده از کلمات سنگین فکرهای عمیق پیچ های تند نشانه های با معنا، بی معنا ...
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یکریز و پی در پی ، دم گرم و چموشش را در گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان را آشفته تر سازد بدین سان بشکند هر...
بارون دوست دارم هنوز چون تورو یادم میاره حس میکنم پیش منی وقتی که بارون میباره بارون دوست دارم هنوز بدون چتر و سر پناه وقتی که حرف های دلم جا میگیرن توی یه آه شونه به شونه میرفتیم منو تو تو جشن بارون حالا تو نیستی و خیسه چشمای منو خیابون
دلم میخواد بهت بگم.این رسم عاشقی نبود هق هق آخر صدات ، براي قلب من نبود دلم مي خواد بهت بگم ، اين روزا بي قرارتم حتي اگه مي بيني تو ، اينجوري سرد و ساكتم دلم مي خواد بهت بگم ، چرا صدام نمي كني مثل گذشته هاي دور حتي نگام نمي كني دلم مي خواد بهت بگم نبض نفسهاي مني حتي اگه نبينمت ، هميش...
کاش توی زندگی هم مثل فوتبال وقتی زمین میخوردی و از درد به خودت میپیچیدی یه داور میاومد از آدم میپرسید:میتونی ادامه بدی؟! تو هم میگفتی نه ، باید برم بیرون . . .
با تمام دلبستگی هایم باید روزی بروم... روزی که در تمام شبهای مردۀ زندگیم حتی به خواب هم نمی دیدم! رفتن از جایی که در هوایش نفس کشیدم عاشق شدم وتمام از دست داده هایم را بدست آورده ام... عاشق دلی شدم به نرمی و لطافت ابرها، ابری که وقتی می گریید و می بارید وجود تشنه ام را سیراب می کرد
دلتنگم دلتنگ از لحظه های بی تو سر کردن دلتنگ ازبودونبود از روزایی که همیشه دردن دلتنگ از چشمای قشنگت که هیچوقت دروغ نمی گن دلتنگ از چشمای خیسم که باید تا ابد اشک بریزن…