مثل عکاســی ماهر نگاهت میکنم… از نزدیک ترین زاویه ممکن، و سرت را دقیقا” رو به رویم نگه می دارم خورشید را روی صورتت پخش می کنــم و در ذهنم از امروز تو عکس می گیرم، برای روزهایی که نیستی…!
از هيچكس انتظاري ندارم ، فقط اگر شد ! در اين هجوم ِ سرد ِ تنهايي در اين طوفان ِ تاريكي در اين شب ها و روزها كه دارد ذره ذره در من رخنه ميكند ، براي اين سرگردان ِ كوچه هاي شهر براي اين دل ، آرامش آرزو كنيد ...! ديگر از هيچكس انتظاري ندارم ...
تاحالا صدای لیوانی و که می افته زمین و میشکنه و گوشت پر میشه از یه صدای بلند و شنیدی !!! خوشبحال اون لیوان !!! حداقل یه ندایی میده که شکسته تا بیان و خورده ریزه هاشو جمع کنن اما دل من چی که بی صداتر از هرزمانی شکست و هیچ کس نفهمید