روزی روزگاری در روستایی دختر پول داری زندگی میکرد که اخلاق تند و خشنی داشت و هیچ کس جرات نزدیک شدن به او را نداشت چه برسد که با او ازدواج کند ولی از انجایی که هرکسی برای به دست اوردن پول آن ارزو داشت با آن ازدواج کند هر روز تلاش خود را میکردنند در این میان پسری پیدا شد که ادعا کرد میتواند این دخ...
بهزیستی نوشته بود: شیر مادر ،مهر مادر ،جانشین ندارد شیر مادر نخورده،مهر مادر پرداخت شد پدر یک گاو خرید و من بزرگ شدم اما هیچ کس حقیقت مرا نشناخت جز معلم عزیز ریاضی ام که همیشه میگفت: گوساله ، بتمرگ!
بی تو دنیا بر سرم آوار شد بین ما هر پنجره دیوار شد درد عاشق بودن ما ریشه داشت رفتن و مردن علاج کار شد آنکه اول نوشدارو مینمود بر لب ما زهر نیش مار شد عیب از ما بود از یاران نبود تا که یاری یار شد دل ز دل بیزار شد عاقبت با ناله سوداگران عشق هم کالای هر بازار شد آب یکجا مانده ام دریا کجاست؟ مردم از ب...
آخرین بار ڪه من از تهِ دل خندیدم علتش پـول نبود انعڪاسِ جُوڪ هر روز نبود علتش، چهرهیِ ژولیدهیِ یڪ دلقڪ, یا زمین خوردن یڪ ڪور نبود … من بهِ « من » خندیدم ! ڪه چو یڪ دلقڪ ِگیج نقش یڪ خنده به صورت دارم و دلم میـــگرید
سه چیز را با احتیاط بردار : قدم ، قلم ، قسم سه چیز را پاک نگه دار : جسم ، لباس ، خیال از سه چیز خود را نگهدار : افسوس ، فریاد ، نفرین کردن سه چیز را بکار بگیر : عقل ، همت ، صبر اما سه چیز را آلوده نکن : قلب ، زبان ، چشم و سه چیز را هیچوقت فراموش نکن : خدا ، مرگ ، دوست
الو ... الو... سلام کسی اونجا نیست ؟؟؟؟؟ مگه اونجا خونه ی خدا نیست؟ پس چرا کسی جواب نمیده؟ یهو یه صدای مهربون! ..مثل اینکه صدای یه فرشتس .بله با کی کار داری کوچولو؟ خدا هست؟ باهاش قرار داشتم.. قول داده امشب جوابمو بده. بگو من میشنوم .کودک متعجب پرسید: مگه تو خدایی ؟من با خدا کار دارم ... هر چی ...
بر منتظرین مژده بده منتظر آمد / از مهد بقا مهدى ثانى عشر آمد ای منتظران گنج نهان می آید / آرامش جان عاشقان می آید بر بام سحر طلایه داران ظهور / گفتند که صاحب الزمان می آید میلاد امام زمان بر شما مبارک .
بر منتظرین مژده بده منتظر آمد / از مهد بقا مهدى ثانى عشر آمد ای منتظران گنج نهان می آید / آرامش جان عاشقان می آید بر بام سحر طلایه داران ظهور / گفتند که صاحب الزمان می آید میلاد امام زمان بر شما مبارک .