خرید بک لینک

درباره سایت

چشماني هميشه باراني

چیه ؟ چرا دلت گرفته ؟ او هم آدم است . . . اگر دوستت دارم هایت را نشنیده گرفت . . . غصه نخور . . اگر رفت ، گریه نکن. . . یک روز چشمای یک نفر عاشقش میکند . . . یک روز معنی کم محلی را میفهمد . . . یک روز شکستن را درک میکند . . . آن روز میفهمد آه هایی که کشیدی از ته قلبت بوده . . . میفهمد شکستن یک آدم تاوان سنگینی دارد . . .

امکانات وب

-->-->-->-->
\".::code
.:!code new music!:.
عکس Ùx87اÛx8c Ø®Ùx81Ùx86

 

دختر در کتابخانه دانشگاه مشغول کتاب خواندن بود که پسر جوانی کنارش اومد و ارام از او پرسید می تونم اینجا بشینم .

دختر با صدای بلند گفت :من امشب خونه ات نمیام همه دانشجویان که در کتابخانه بودند با تعجب به پسر نگاه کردند و پسر شرمنده شد ،و رفت گوشه ای نشست و مشغول مطالعه شد .

پس از مدتی دختر وسایلش را جمع کرد وقتی داشت از کتاب خانه خارج میشد رفت و در گوش پسر گفت من روان شناسی خوندم میدونم کاری کردم خجالت زده بشی پسر بلند داد زد اوه ۲۰۰ دلار واسه یه شب زیاده ،همه دانشجوها با نفرت به دختر نگاه کردند ،پسرک چشمکی زد و گفت منم حقوق می خونم میدونم چطور بی گناه رو گناه کار کنمقه قهه

 

برچسب: نویسنده: مائده تاريخ: يکشنبه 18 خرداد 1393 ساعت: 20:12

صفحه بندی