دلم میخواد فریاد بزنم بگم : من مترسک خاطرات تو نیستم … درست مثل دیوانه ای که اصرار دارد بگوید : من دیوانه نیستم ! راستی ! گفته بودم ؟ “من دیوانه نیستم”
دلم هوای خودم را کرده است ایــن روزهـــا بیشــتر از هــر زمــانی دوسـت دارم خــودم باشــم !! دیگــر نـه حــرص بدســت آوردن را دارم و نه هـــراس از دســت دادن را .. هرکـــس مـــرا میـــخواهد بـخـــاطــر خــودم بخواهــد دلــم هـــوای خـــودم را کـــرده اســت .. همین…
وقتی دلتنگم بشقاب ها را نمی شکنم شیشه ها را نمی شکنم غــرورم را نمی شکنم دلت را نمی شکنم در این دلتنگی ها زورم به تنها چیزی که میرسد ، این بغض لعنتی است …
دیشب برای خاطره هامان گریستم... در گوشه اتاقمان فـــراوان گـریستم.. با یاد لحظه های پر از عشق و زندگی... بغضی مرا گرفت و چو باران گریستم... آسان ز دست رفتی و تنهاترین شدم... تنها برای خاطرت ای جان گریستم... سخت است ای عزیز فراموش کردنت... شاعر شدم برای تو آسان گریستم... دیشب هوای چشم...