شادي چيست ؟؟؟ - تاریخ: 1393/7/15 ساعت: 18:05
بله ديگه...دختره - تاریخ: 1393/7/15 ساعت: 18:03
واقعا سخته. - تاریخ: 1393/7/15 ساعت: 18:02
  سلامتی دختری ک شب عروسیه عشقش رفت دمه ماشین عروسو   کادوشو گذاشت و رفت..   وقتی پسر بازش کرد دید ک ی جلد قرآنه   ک تو صفحه اولش نوشته بود:   این همون کتابیه ک وقتی داشتی ﺑﻬﻢ ... میکردی بهش قسم خوردی   ک تا آخرش پام وایسی... ....این باشه بدرقه راهت
تو چرا زندگي ميكني ؟؟؟؟ - تاریخ: 1393/7/15 ساعت: 17:52
اخرين پاييز - تاریخ: 1393/7/14 ساعت: 18:45
به همین شاهرگ قسم که قدم به قدم پای حرفم هستم - تاریخ: 1393/7/14 ساعت: 7:15
دیگر تمام شد ! آرزو هایم را گذاشتم در کوزه با آبش قرص های اعصابم را میخورم - تاریخ: 1393/7/13 ساعت: 14:37
    دیگر ناراحت نیستم ،   دلم تنگ نیست ،   تنها نیستم …   [کسی چه میداند ]   شاید دعاهام مستجاب شده ؛   و راضی به رضای خدا شده ام …
چقدر غریب ! هیچکس انگار هوای هیچکس را نمیکند! یخ کرده زمین از بی هوایی - تاریخ: 1393/7/13 ساعت: 14:30
دلم میخواد فریاد بزنم بگم :   من مترسک خاطرات تو نیستم …   درست مثل دیوانه ای که اصرار دارد بگوید :    من دیوانه نیستم !   راستی ! گفته بودم ؟ “من دیوانه نیستم”
* غمگینم همانند دلقکی که روی صحنه چشمش به عشقش افتاد که با معشوقش به او میخندیدند - تاریخ: 1393/7/13 ساعت: 14:21
  دلــم آغــوشی مـیخواهد   که نه زن باشد نـه مَرد !   خـدایـــــــا   زمـین نمـی آیـی ؟
یه روز خوب تو واسم یه اتفاق تازه هستی تو واسم یه عشق بی اندازه هستی تو واسم ستاره هفت آسمونی - تاریخ: 1393/7/13 ساعت: 6:15
تقصیر تـــو نیست لعنتی ! تو آدم بودی .! من خدایت کردم!!! - تاریخ: 1393/7/12 ساعت: 18:22
  دلم هوای خودم را کرده است   ایــن روزهـــا   بیشــتر از هــر زمــانی   دوسـت دارم خــودم باشــم !!   دیگــر نـه حــرص بدســت آوردن را دارم   و نه هـــراس از دســت دادن را ..   هرکـــس مـــرا میـــخواهد بـخـــاطــر خــودم بخواهــد   دلــم هـــوای خـــودم را کـــرده اســت ..   همین…
دلم برایت تنگ شده است قدِ یکی از سه نقطه های آخرِ نوشته هایم … - تاریخ: 1393/7/12 ساعت: 18:04
وقتی دلتنگم بشقاب ها را نمی شکنم   شیشه ها را نمی شکنم   غــرورم را نمی شکنم   دلت را نمی شکنم   در این دلتنگی ها زورم به تنها چیزی که میرسد ،   این بغض لعنتی است …  
خخخخ.راست ميگه خداييش - تاریخ: 1393/7/12 ساعت: 17:58
ب سلامتي همه مامانا - تاریخ: 1393/7/11 ساعت: 12:47
مثل باران های بی اجازه وقت و بی وقت در هوایم پراکنده است و من بی هوا ناگهان خیسم از او ! - تاریخ: 1393/7/11 ساعت: 12:42
به سلامتي - تاریخ: 1393/7/11 ساعت: 12:40
انگار چشمانم را در گذشته جا گذاشته ام،آنجا ک چشمان مهربان وآرام کسی خیره ب چشمانم راجادومیکرد - تاریخ: 1393/7/8 ساعت: 9:46
  در سایه های اشک تو تصویر میشوم ..   با واژه های شعر تو تعبیر میشوم ..   با آخرین نگاه دوچشم جوان تو ..   من قطره قطره میچکم و پیر میشوم..  
من از مرگ ماهی ها میترسم... وگرنه درد دلم را برای دریا میگفتم!! - تاریخ: 1393/7/8 ساعت: 5:39
  دیگر چرا به فصل نگاهت بهار نیست؟   چشمت برای دیدن من بی قرار نیست؟   افتادم چو اشک از چشمانت ای دریغ!   دیگر مرا به چشم تو هم اعتبارنیست
الهی قربونت برم تو غصه ی منو نخور منم یه جور سر میکنم تو خیلی ساده دل ببر توفکرهیچیونکن - تاریخ: 1393/7/7 ساعت: 5:33
دیشب برای خاطره هامان گریستم...   در گوشه اتاقمان فـــراوان گـریستم..   با یاد لحظه های پر از عشق و زندگی...   بغضی مرا گرفت و چو باران گریستم...   آسان ز دست رفتی و تنهاترین شدم...   تنها برای خاطرت ای جان گریستم...   سخت است ای عزیز فراموش کردنت...   شاعر شدم برای تو آسان گریستم...   دیشب هوای چشم...
لَعنَت بِه اِس اِم اِس بِه موبایــل بِه اینترنت بِه مَسیج مَن خودت را اَزنَزدیک میخواهـــ - تاریخ: 1393/7/7 ساعت: 5:27
  راستش را بخواهی دیگر منتظر آمدن تو نیستم ...     منتظر رفتن خودم هستم ...     قلبم پیرمردی هفتاد ساله است     زانو هایش درد میکند...  

برچسب‌های مرتبط

غمگينم"دركم كن " |